<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>فصلنامه علمی علوم زمین</title>
    <link>http://www.gsjournal.ir/</link>
    <description>فصلنامه علمی علوم زمین</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Sat, 21 Mar 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Sat, 21 Mar 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>تحول دگرگونی، دگرشکلی و میگماتیتی شدن در آمفیبولیت‌های منطقه جنوب خاور الیگودرز (پهنه سنندج- سیرجان)</title>
      <link>http://www.gsjournal.ir/article_229496.html</link>
      <description>پژوهش حاضر به بررسی فرایندهای دگرگونی، میگماتیتی‌شدن و دگرشکلی در آمفیبولیت‌های منطقه جنوب‌خاور الیگودرز، واقع در بخش مرکزی پهنه سنندج&amp;amp;ndash;سیرجان می‌پردازد. این سنگ‌های دگرگونی به‌صورت توده‌های عدسی (لنزی) رخنمون یافته‌اند و مجموعه کانی‌شناسی شامل آمفیبول، تیتانیت، کلینوزوئیزیت، زوئیزیت، کوارتز، گارنت، پلاژیوکلاز، بیوتیت و مقادیر اندک زیرکن را نشان می‌دهند. حضور بافت‌های لیپدوگرانوبلاستیک، گرانوبلاستیک، نماتوبلاستیک و دیابلاستیک همراه با برگ‌وارگی آناستاموزینگ و فابریک‌های S/C تا ʹS/C، بیانگر دگرشکلی دینامیکی در این سنگ‌هاست. پاراژنز کانی‌ها گذار از رخساره آمفیبولیت بالایی (تا مرز گرانولیت) و سپس سیر قهقرایی به‌سوی رخساره شیست سبز را نشان می‌دهد. بر اساس محاسبات ترمودینامیکی، این سنگ‌ها در دماهای بالا (حدود ۶۵۰ تا ۸۶۰ درجه سانتی‌گراد) و فشارهای متوسط (6/5 تا ۹ کیلوبار) دچار دگرگونی و میگماتیتی‌ شده‌اند که بیانگر شیب زمین‌گرمایی بالا است. حضور گسترده‌ ساختارهای بودین و میلونیتی، همراه با شواهد ذوب جزئی، بیانگر میگماتیتی‌شدن متاتکسیتی تحت فشار و دمای بالا است. ساختارهای بودین‌واره در نواحی لوکوسوم و ملانوسوم، چین‌خوردگی لوکوسوم، و ریزساختارهایی مانند خاموشی موجی، خاموشی تخته‌شطرنجی، ماکل پلی‌سنتتیک و مهاجرت مرز دانه‌ای، بیانگر دگرشکلی حین و پس از تبلور هستند. در کل، دگرشکلی این منطقه شامل دگرشکلی دینامیکی پهنه‌&amp;amp;shy;برشی، دگرشکلی در حضور مذاب و دگرشکلی در حالت جامد پیش و پس از تبلور بوده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>کاربرد شیمی پیروکسن در ارزیابی خاستگاه توده&amp;shy;‌های نفوذی شمال خاور ساوه، کمان ماگمایی ارومیه-دختر</title>
      <link>http://www.gsjournal.ir/article_231955.html</link>
      <description>در این پژوهش، ترکیب شیمیایی پیروکسن‌ها (کلینوپیروکسن و اورتوپیروکسن) توده‌های نفوذی گابرویی تا مونزونیتی شمال‌خاور ساوه واقع در بخش مرکزی کمربند ماگمایی ارومیه&amp;amp;ndash;دختر با هدف تعیین شرایط فیزیکوشیمیایی تبلور و خاستگاه زمین‌ساختی-ماگمایی بررسی شد. آنالیز عناصر اصلی و فرعی با &amp;amp;nbsp;استفاده از روش تجزیه ریزکاو الکترونی از نمونه‌&amp;amp;shy;ها نشان می&amp;amp;shy;دهد که پیروکسن‌ها در مونزونیت از نوع اوژیت و در واحد گابرویی اوژیت و انستاتیت هستند. تغییرات Mg#،TiO₂ &amp;amp;nbsp;و Al₂O₃ در پیروکسن‌ها، الگوی تفریق ماگمایی و تکامل پیشرونده‌ ذوب گوشته‌ای را تایید می‌کند. بر اساس محاسبات زمین‌دمافشارسنجی (ژئوترموبارومتری) مبتنی بر ترکیب کلینوپیروکسن، محدوده فشار تبلور کمتر از 2 کیلوبار و دماهای تبلور میانگین &amp;amp;deg;C۱۱۵۰&amp;amp;ndash;۱۲۰۰ برای کلینوپیروکسن و &amp;amp;deg;C۱۱۰۰&amp;amp;ndash;۱۱۵۰ برای اورتوپیروکسن به‌دست آمد. میزان بالای فوگاسیته اکسیژن و محتوای آب تقریبا ۱۰%، نشان‌دهنده شرایط اکسیداسیون بالا و حضور سیال‌های فرورانشی در محفظه‌های کم‌ژرفای پوسته‌ای است. نمودارهای ژئوشیمیایی طبقه‌بندی زمین‌ساختی، واحدهای مورد مطالعه را در قلمرو محیط‌های فرورانشی و کمان‌های ماگمایی پیش از برخورد قرار می‌دهد. این نتایج، نقش عمده فرایندهای فرورانشی در تولید ماگمای شمال&amp;amp;shy;‌خاور ساوه را روشن می‌سازد و بینش‌های مفیدی درباره فرایندهای تکاملی و زمین‌ساختی-ماگمایی در بخش مرکزی کمربند ماگمایی ارومیه-دختر ارائه می&amp;amp;shy;‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مطالعه خصوصیات کانی‌شناسی و فیزیکوشیمیایی مواد اولیه تولید آجر و تغییرات آن در طول تهیه محصول نهایی: مطالعه موردی نصرآباد، گرگان</title>
      <link>http://www.gsjournal.ir/article_236318.html</link>
      <description>این پژوهش به منظور بررسی ویژگی‌های مواد اولیه تولید آجر و تغییرات آن طی فرایند پخت، در شرکت مرجان‌کار انجام گردید. مواد اولیه شرکت از نهشته‌های کواترنری دشت گرگان، شامل کفه رسی و لس با ترکیب 30 به 70 تامین می‌گردد. مطالعات کانی‌شناسی نشان داد فازهای اصلی در واحدهای کفه رسی و لس مشابه بوده، با تفاوت‌هایی در فازهای فرعی شامل حضور هماتیت در کفه رسی و دولومیت در لس. واحد کفه رسی در دسته Silty clay و لس‌ در دسته Silty clay loam قرار گرفت. غلظت بالاتر SiO₂، Al₂O₃ و Fe₂O₃ در کفه رسی و مقادیر بیشتر CaO و LOI در لس و غلظت بالای Na2O در هر دو واحد مشاهده گردید. طی فرایند پخت در دمای 950 درجه سانتی‌گراد، تجزیه کامل کلسیت و تشکیل فازهای جدید آنورتیت، اوژیت و ژلنیت به همراه فاز بی‌شکل (آمورف) مشاهده شد که نقش اساسی در استحکام مکانیکی محصول نهایی دارند. نتایج نشان داد ترکیب 70 درصد لس و 30 درصد کفه رسی برای تولید آجر مناسب است، اما افزودن 10 الی 15 درصد ماسه با ترکیب شیمیایی کنترل شده، برای بهبود خواص محصول نهایی پیشنهاد می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مقایسه معیارهای تنشی برای برآورد نزدیک‌به‌آنی الگوی مکانی پس‌لرزه‌ها</title>
      <link>http://www.gsjournal.ir/article_236319.html</link>
      <description>پس‌لرزه‌ها در اثر تغییرات تنش ناشی از زمین‌لرزه‌های اصلی پیشین رخ می‌دهند. اگرچه قوانین اوموری (Utsu, 1961) &amp;amp;nbsp;و بث (Bath, 1965) ویژگی‌های زمانی و بزرگ‌ترین پس‌لرزه را به خوبی توصیف می‌کنند، برآورد الگوهای مکانی آن‌ها چالشی باقی مانده است. این پژوهش با هدف معرفی معیارهای تنش مناسب برای برآورد نزدیک به آنی الگوی مکانی پس‌لرزه‌ها، رابطه مکانی آن‌ها را با 6 معیار نرده‌ای تنش شامل ناورداهای اول، دوم و سوم تانسور تنش، بیشینه تنش برشی، فون‌میزس و تنش شکست کولمب (&amp;amp;Delta;CFS) در ۱۹۹ توزیع لغزش همالرزه‌ای جهانی بررسی کرده است. در محاسبه &amp;amp;Delta;CFS، جهت‌گیری صفحه گسل گیرنده معادل میانگین جهت‌گیری گسل اصلی و ضریب اصطکاک 0/4 در نظر گرفته شد. دقت طبقه‌بندی مناطق دارای پس‌لرزه و فاقد آن با تحلیل منحنی ویژگی عملکرد گیرنده (ROC) ارزیابی شد. سطح زیر منحنی ROC یعنی AUC برای بیشینه تنش برشی و فون‌میزس 0/78، برای &amp;amp;Delta;CFS 0/63 و برای ناورداهای اول تا سوم تانسور تنش به‌ترتیب 0/55، 0/37 و 0/49 به دست آمد. نتایج نشان می‌دهد معیارهای بیشینه تنش برشی و فون‌میزس، که مستقل از جهت‌گیری گیرنده هستند، به‌طور معناداری از &amp;amp;Delta;CFS و ناورداهای تنش عملکرد بهتری دارند و می‌توانند به عنوان معیارهای بهینه برای برآورد نزدیک به آنی الگوهای مکانی پس‌لرزه‌ها مورد استفاده قرار گیرند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بهبود نقشه‌برداری سنگ‌شناسی با به کارگیری الگوریتم‌های یادگیری ماشین بر پایه پیکسل و شیء بر اساس داده‌های Sentinel-2 وPRISMA : مطالعه موردی همتافت افیولیتی رمشک&amp;ndash; مختارآباد</title>
      <link>http://www.gsjournal.ir/article_237500.html</link>
      <description>الگوریتم‌های یادگیری ماشین و تفسیر سنگ‌شناسی بر پایه سنجش از دور نقش مهمی در مطالعات زمین‌شناسی ناحیه‌ای بازی می‌کنند، با این حال نقش تفسیر تخصصی زمین‌شناس با تجربه همچنان غیر قابل جایگزین است. &amp;amp;nbsp;این پژوهش، از داده‌های چند طیفی ماهواره سنتینل-2 و داده‌های فراطیفی ماهواره پریسما برای آزمون نقشه‌برداری سنگ‌شناسی همتافت افیولیتی رمشک&amp;amp;ndash;مختارآباد واقع در مکران شمالی، جنوب‌خاور ایران، استفاده می‌کند و بر ترکیب فناوری‌های سنجش از دور با الگوریتم‌های یادگیری ماشین برای بهبود نقشه‌برداری زمین‌شناسی و تقویت مطالعات میدانی تمرکز دارد. انتخاب ورودی‌های بهینه برای طبقه‌بندی کننده‌ها از اهداف کلیدی این پژوهش به‌شمار می‌رود و بدین منظور از فناوری‌های بهبود تصویر شامل تحلیل طیفی، ترکیب و نسبت باندی، تحلیل مولفه‌های اصلی، ترکیب نسبت رنگی و تبدیل حداقل کسر نوفه استفاده شد. در ادامه، الگوریتم‌های شبکه عصبی، ماشین بردار پشتیبان و نزدیک‌ترین همسایگی برای طبقه‌بندی داده‌ها به کار گرفته شدند. نتایج ارزیابی صحت کلی و ضریب کاپا نشان داد که رویکرد بر پایه شیء در تصاویر چندطیفی سنتینل-2&amp;amp;nbsp; نقشه‌هایی همگن‌تر و با دقت بالاتر تولید می‌کند، در حالی که رویکرد بر پایه پیکسل برای داده‌های فراطیفی پریسما عملکرد مناسب‌تری دارد. نتایج نشان می‌دهد استفاده&amp;amp;nbsp; از داده‌های سنتینل-2 و پریسما ابزاری توانمند برای نقشه‌برداری سنگ‌شناسی در پهنه‌های افیولیتی فراهم می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>کاربرد افزونه پایتون-جی آی اس- فرکتال-موجک برای بارزسازی مناطق امیدبخش آهن-آپاتیت در همیافتی با عناصر خاکی کمیاب در منطقه فلززایی طارم، شمال‌باختر ایران</title>
      <link>http://www.gsjournal.ir/article_236317.html</link>
      <description>محیط‌های برنامه‌نویسی پایتون و پایتون-GIS&amp;amp;nbsp; ابزار ارزشمندی برای توسعه الگوریتم‌های خودکار در تحلیل و پردازش لایه‌های اکتشافی هستند. در این مطالعه، طبقه‌بندی‌کننده فرکتال-موجک (FWC: Fractal Wavlet Classifiier) در محیط برنامه‌نویسی پایتون طراحی و سپس به‌عنوان یک افزونه در محیط&amp;amp;nbsp; QGIS (Quantum Geographic Information System) پیاده‌سازی و از داده‌های ژئوشیمیایی رسوبات آبراهه‌ای منطقه فلززایی طارم، به‌عنوان مقادیر ورودی برای شناسایی مناطق مستعد کانه‌زایی آهن، فسفر و عناصر خاکی کمیاب (REE) استفاده شد. سپس لایه ژئوشیمیایی در محیط GIS پردازش شد تا جوامع بی‌هنجاری از جوامع زمینه جدا شوند. این برنامه نمودارهای فرکتال را ترسیم، نقاط شکست را محاسبه و آن‌ها را در قالب فایل تصویری و اکسل ذخیره می‌نماید.&amp;amp;nbsp; برای انتخاب بهینه مرزها، مقادیر منتخب متناظر در اختیار قرار می‌گیرند تا طبق نظر کارشناسی در طبقه‌بندی نهایی اعمال شوند. فرایند مورد استفاده در این پژوهش، بر الگوریتم افزونه FWC مبتنی است و برای شناسایی مناطق امیدبخش آهن، فسفر و عناصر خاکی کمیاب به کارگرفته شده است. به منظور صحت‌سنجی نتایج الگوریتم افزونه FWC، برداشت صحرایی از مناطق مستعد خروجی مطالعات صورت گرفت. نتایج آنالیز نمونه‌های سنگ‌شناسی حاصل از برداشت صحرایی به صورت لایه صحت‌سنج در محیط GIS اضافه گردید و نتایج انطباق بالایی را با مناطق مستعد کانه‌زایی نشان می‌دهد. </description>
    </item>
    <item>
      <title>مدلسازی فرکتالی توزیع عیار مس در افق های سنگی محدوده کانسار آهن جلال آباد زرند (استان کرمان)</title>
      <link>http://www.gsjournal.ir/article_236320.html</link>
      <description>کانسار آهن جلال آباد و کانه زایی مس همراه با آن در استان کرمان و در 37 کیلومتری شمال باختر شهرستان زرند واقع شده است. هدف از پژوهش در این منطقه مشخص ساختن مناطق زیر سطحی ناهنجار مس و یافتن همبستگی با واحد های مختلف سنگی در محدوده این کانسار است . از مجموع 21 گمانه اکتشافی در منطقه غربی این کانسار ، در 7 گمانه ، همراه با آنالیز آهن و عناصر وابسته ، مقدار عنصر مس نیز در 136 نمونه نیز اندازه‌گیری شده است که داده های حاصل از آن مبنای بررسی ها و محاسبات ژئو شیمیایی عمقی عنصر مس قرار گرفته است. سپس با رسم نمودار Log-Log ، جوامع کانی سازی تفکیک و حدود آنومالی ها مشخص گردیده اند. تجزیه و تحلیل نمونه های حفاری منجر به شناسایی آستانه ناهنجاری 870 ppm و نواحی غنی شده ی مس گردیده است. با استفاده از نتایج حاصل از مدلسازی مولتی فرکتالی ، مدل های توزیع عیار ترسیم و جوامع آنومالی به تفکیک مشخص شده اند.نتایج نشان‌دهنده ارتباط قوی ناهنجاری‌های مس با واحدهای ماسه‌سنگی و سیلت‌ سنگی در همراهی با مگنتیت بوده و غنی‌ترین ناحیه مس با عیار بیش از 1% در عمق شناسایی شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی ساب ایکنوفاسیس های ایکنوفاسیس نریتس در بخش بالایی نهشتههای رسوبات فلیش کرتاسه پسین منطقه جلفا، شمال باختری ایران، حوضه البرز</title>
      <link>http://www.gsjournal.ir/article_242427.html</link>
      <description>مطالعه تفصیلی جهت بررسی فراوانی مجموعه اثرفسیل‌های کرتاسه پسین منطقه جلفا در استان آذربایجان شرقی نشان می‌دهد که این مجموعه جهت تعیین محیط رسوبی مخروط‌های زیردریایی ابزار مناسبی است. انواع اثرفسیل‌ها و ترتیب قرارگیری آن‌ها مرتبط با بخش‌های مساعد زیستی می‌باشد، از اینرو در استنتاج اطلاعاتی در مورد تفکیک زیرمحیط‌های سیستم مخروط توربیدایتی، نرخ رسوب‌گذاری و تداوم بستر به کار برده می‌شود. بخش‌های نزدیک به منشا و محوری سیستم ماسه‌ای برش مورد مطالعه مجموعه‌ای با تنوع و شدت کم را دارا است. که بوسیله مجموعه‌ای بعد از رسوب‌گذاری غالب می‌شوند. با این وجود بخش‌های دیستال، افزایشی در تنوع و شدت آشفتگی زیستی اثرفسیل‌ها با مجموعه‌های قبل از رسوب‌گذاری را نشان می‌دهند. مجموعه اثرفسیل‌های شناسایی شده برش مورد مطالعه مرتبط با زیر اثررخساره‌های نریتس می‌باشند. 5 نوع زیر اثررخساره از نریتس در نهشته‌های برش مورد مطلاعه که می‌تواند حاکی از روند افزایش عمق باشد، تشخیص داده شده است، شامل: (1) زیر اثررخساره اًفیومورفا رودیس، (2) زیر اثررخساره مخلوط اًفیومورفا رودیس-پالئودیکتون، (3) زیر اثررخساره پالئودیکتون، (4) زیر اثررخساره مخلوط نریتس-پالئودیکتون و (5) زیر اثررخساره نریتس است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>کاربرد شبکه‌های عصبی آگاه از فیزیک در درون‌یابی میدان سرعت GPS در منطقه زمین‌ساختی البرز</title>
      <link>http://www.gsjournal.ir/article_242428.html</link>
      <description>درون‌یابی بردارهای سرعت GPS به میدان‌های پیوسته، از چالش‌های مهم در ژئودزی و ژئوفیزیک محسوب می‌شود. روش‌های مرسوم، مانند توابع گرین الاستیک که توسط Sandwell and Wessel (2016) ارائه شد، با محدودیت‌هایی در مدل‌سازی پدیده‌های پیچیده و در نظرگیری عدم قطعیت داده‌ها روبرو هستند. این مقاله، کاربرد شبکه‌های عصبی آگاه از فیزیک را به عنوان جایگزینی قدرتمند برای این روش‌های کلاسیک مورد بررسی قرار می‌دهد. در این پژوهش، یک مدل PINN پیاده‌سازی شده که معادلات حاکم الاستیسیته را مستقیماً در تابع هزینه شبکه عصبی ادغام می‌کند. این مدل بر روی داده‌هایGPS شامل 89 ایستگاه در منطقه زمین‌ساختی البرز آموزش داده شد. نتایج نشان می‌دهد که مدل پیشنهادی با خطای RMSE حدود 0.68 و 0.99 میلی‌متر بر سال به ترتیب برای مؤلفه‌های شرقی و شمالی، قادر به بازتولید میدان سرعت با دقت قابل قبول است. این روش مزایای متعددی از جمله انعطاف‌پذیری بالا در مدل‌سازی فیزیک پیچیده، قابلیت تلفیق انواع داده‌ها و در نظرگیری خودکار عدم قطعیت‌های مشاهداتی را ارائه می‌نماید. اگرچه زمان محاسباتی این روش در مقایسه با روش‌های کلاسیک بیشتر است، اما توانایی ذاتی آن برای غلبه بر محدودیت‌های روش‌های سنتی، آن را به گزینه‌ای امیدوارکننده برای نسل آینده ابزارهای پردازش داده‌های ژئودینامیکی تبدیل می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>آنالیز رخساره های سنگی و محیط رسوبی سازند آغاجاری، شمال حسینیه، اندیمشک، استان خوزستان</title>
      <link>http://www.gsjournal.ir/article_242568.html</link>
      <description>هدف از این پژوهش بررسی محیط رسوبی سازند آغاجاری (میوسن بالایی - پلیوسن) در منطقه حسینیه (اندیمشک) می‌باشد. در این راستا 3 برش چینه‌شناسی (برش‌های پاعلم، خوشاب و پیروالی) انتخاب گردید. سازند آغاجاری در مناطق مورد مطالعه با ضخامت بیش از 500 متر از ماسه‌سنگ، سیلت‌سنگ، گلسنگ و شیل تشکیل شده است. مطالعات صحرایی بر روی برش‌ها منجر به شناسایی 11 رخساره‌سنگی شامل 6 رخساره ماسه‌سنگی (Sp/St/Sm/Sh/Sr/Sfl)، 2 رخساره گل‌سنگی (Fm/Fl)، 1 رخساره کربناته (وکستون بایوکلستی)، 1 رخساره شیلی خاکستری رنگ و 1 رخساره زیستی اسکولیتوس گردید. شواهد صحرایی نشان می‌دهد برش پاعلم دارای ویژگی‌های محیطی دلتایی است که رخساره‌های بخش زیر آب آن از رسوبات سدهای دهانه‌ای، شیب دلتا و پرودلتا و رخساره‌های بخش خارج از آب آن از کانال‌های دلتایی و دشت دلتایی تشکیل شده است. این مجموعه رخساره‌ای تشکیل دهنده بخش زیرین سازند آغاجاری است. بخش بالایی سازند آغاجاری ویژگی رودخانه‌های مآندری دارد. وجود ریپل‌های متقارن، جورشدگی و گردشدگی خوب ذرات ماسه‌ای بیانگر تأثیر امواج در سواحل ماسه‌ای می‌باشد. دو برش دیگر در محیط رودخانه مآندری تشکیل شده‌اند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شیمی کانی، دما&amp;ndash;فشارسنجی و پتروژنز سنگ‌های آذرین نگیسان در شرق رودبار، استان کرمان، ایران</title>
      <link>http://www.gsjournal.ir/article_242745.html</link>
      <description>منطقه مورد مطالعه در بخش شمال‌غربی نوار ماگمایی دهج-ساردوئیه، بخشی از زون کمان ماگمایی ارومیه-دختر قراردادر. این منطقه شامل مجموعه سنگی بازالت و الیوین-بازالت با بافت‌های پورفیری و گلومروپورفیری است و فنوکریست‌های اصلی آن پلاژیوکلاز (بیتونیت-لابرادوریت)، کلینوپیروکسن (دیوپسید-اوژیت) و الیوین (کریزولیت) می‌باشند. مطالعات پتروگرافی، شیمی کانی‌ها و زمین‌دماسنجی و فشارسنجی برای درک فرآیندهای ماگمایی کنترل‌کننده این سنگهای آذرین به کار گرفته شد. داده‌های شیمی کانی کلینوپیروکسن ماهیت آلکالن و جایگاه تکتونوماگمایی درون‌صفحه‌ای را برای ماگمای والد نشان می‌دهد. نتایج نشانگر تحول ماگما در یک سیستم اتاقک ماگمایی پویا در پوسته میانی تا فوقانی است. زمین‌دماسنجی و فشارسنجی مبتنی بر کلینوپیروکسن، شرایط تبلور فنوکریست‌ها را در دمای 1160 تا 1200 درجه سانتی‌گراد و فشار 2 تا 5 کیلوبار (عمق 7 تا 18 کیلومتر)، تحت شرایط فوگاسیته اکسیژن بالا و غنی از آب، تخمین می‌زند. تفاوت‌های ترکیبی سیستماتیک بین الیوین-بازالت‌ها (کمتر تحول‌یافته) و بازالت‌ها (بیشتر تحول‌یافته) عمدتاً توسط فرآیند تبلور بخشی کنترل شده است. با این حال، حضور بافت‌های عدم تعادل مانند بافت غربالی در پلاژیوکلازها، نشان‌دهنده یک سیستم باز و پیچیده است که در آن فرآیندهایی نظیر اختلاط ماگما نیز نقش داشته‌اند. این ماگماتیسم معرف یک فعالیت آتشفشانی پس از برخورد در یک رژیم تکتونیکی کششی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی کمّی ناهمگونی بر اساس ضریب لورنز و تحلیل ترکیبی داده‌های پتروفیزیکی، ریزرخساره‌ای و دیاژنزی سازند داریان، مرکز خلیج فارس</title>
      <link>http://www.gsjournal.ir/article_243333.html</link>
      <description>ناهمگونی زمین‌شناسی مخازن کربناته یکی از عوامل اصلی کنترل‌کننده کیفیت مخزن و رفتار جریان سیال است. در این پژوهش، ناهمگونی سازند داریان در مرکز خلیج فارس با استفاده از ضریب لورنز و تحلیل ترکیبی داده‌های پتروفیزیکی و زمین‌شناسی در سازند داریان مورد ارزیابی کمّی قرار گرفت. داده‌ها شامل تحلیل نگارهای پتروفیزیکی گاما، چگالی ظاهری، تخلخل نوترون، صوتی و مقاومت عمیق از یک چاه بود. به‌منظور بررسی ویژگی‌های زمین‌شناسی، 1093 مقطع نازک در مقیاس چاه به‌صورت میکروسکوپی مطالعه شد تا ریزرخساره‌ها، بافت‌ها، انواع منافذ و فرایندهای دیاژنزی شناسایی و کمی‌سازی شوند. برای محاسبه ناهمگونی، ضریب لورنز به‌عنوان شاخص آماری در بازه‌های عمقی دو متر به کار گرفته شد. مقادیر ضریب لورنز نشان‌دهنده بیشترین مقادیر ناهمگونی با افزایش فراوانی ریزرخساره‌های گل‌پشتیبان، حضور کانی‌های رسی و کاهش تخلخل مؤثر همراه است، درحالی‌که کمترین ناهمگونی در رخساره‌های دانه‌پشتیبان و زیرمحیط‌های پرانرژی مشاهده می‌شود. فرایندهای دیاژنزی، به‌ویژه سیمانی‌شدن یکنواخت و توسعه استیلولیت‌ها، موجب کاهش ناهمگونی پتروفیزیکی شده‌اند. همچنین با افزایش مقدار ضریب لورنز، کاهش معناداری در میانگین تخلخل و نفوذپذیری مشاهده شد که تأثیر مستقیم ناهمگونی بر کیفیت مخزنی سازند داریان را نشان می‌دهد. نتایج این پژوهش می‌تواند در بهبود مدل‌سازی ناهمگونی مخازن کربناته و افزایش دقت پیش‌بینی عملکرد مخزن مورد استفاده قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل پایداری و طراحی سیستم نگهداری محل انشعاب تونل‌های آبراهه پایین نیروگاه تلمبه ذخیره‌ای رودبار</title>
      <link>http://www.gsjournal.ir/article_243525.html</link>
      <description>نیروگاه‌های تلمبه ذخیره‌ای روشی برای ذخیره کردن و تولید برق به‌منظور تأمین حداکثر تقاضای مصرف می‌باشند. با توجه به اهمیت این سامانه‌ها و آگاهی از اینکه اکثر ناپایداری‌های شایع در فضاهای زیرزمینی پس از اجرا و نپرداختن به بعضی مسائل مهندسی رخ می‌دهد. اقدام به تحلیل پایداری محل انشعاب تونل‌های آبراهه پایین نیروگاه تلمبه‌ای ذخیره‌ای رودبار لرستان بـه روش‌های طبقه‌بندی‌های تجربی (Q، RMR، RMi، GSI و ضریب پروتودیاکونوف) و روش عددی (نرم‌افزار FLAC3D) گردید. نتایج به‌دست‌آمده نشان می‌دهد فضای زیرزمینی با ضریب اطمینان پایین پایدار می‌باشد. بنابراین به‌منظور افزایش ضریب اطمینان، نصب سیستم نگهداری ضروری است. پس از نصب سیستم نگهداری نیروهای داخلی ایجادشده در سیستم نگهداری به‌دست‌آمده و با استفاده از نمودارهای ظرفیت و تراز هشدار خطر ساکورایی ضریب اطمینان سیستم نگهداری تعیین‌ گردید، که با توجه به نتایج حاصل از روش‌های ذکرشده با نصب 10 سانتیمتر شاتکریت همراه با یک‌لایه شبکه فولادی و میل مهارهای تمام تزریقی با طول و فاصله دو متر از یکدیگر می‌توان به ضریب اطمینان 5/1 رسید. همچنین با توجه منحنی عکس‌العمل زمین و پروفیل تغییر شکل طولی رفتار توده سنگ اطراف تونل الاستوپلاستیک است و گام حفاری دو متر به‌صورت تمام مقطع جهت حفاری حاصل گردید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تکامل ماگما و شرایط فیزیکوشیمیایی مجموعه‌‌ی گرانیتوئیدی قهرود بر پایه‌ی شیمی کانی و داده‌های ترموبارومتری</title>
      <link>http://www.gsjournal.ir/article_243726.html</link>
      <description>مجموعه‌ی گرانیتوئیدی قهرود در جنوب‌غرب کاشان و در بخش مرکزی کمربند ماگمایی ارومیه&amp;amp;ndash;دختر (UDMA) قرار دارد. این مجموعه-ی نفوذی با ترکیب عمده گرانودیوریت- تونالیت میزبان آنکلاوهای میکروگرانولار مافیک با ترکیب گابرودیوریت تا تونالیت می‌باشد. کانی‌شناسی اولیه در این سنگ‌ها شامل آمفیبول، بیوتیت،پلاژیوکلاز و پتاسیم فلدسپار است. نتایج حاصل از آنالیز شیمی‌کانی‌ نشان می‌دهد که ترکیب پلاژیوکلازها از نوع آندزین، پتاسیم فلدسپار از نوع ارتوکلاز، آمفیبول‌ها شامل هورنبلند منیزیم‌دار، و بیوتیت‌ها از نوع منیزیم‌دار می-باشند. آمفیبول‌ها نسبت بالایی ازFe&amp;amp;sup3;⁺/(Fe&amp;amp;sup3;⁺ + Fe&amp;amp;sup2;⁺) دارند، در حالیکه بیوتیت‌ها دارای مقادیر کم Altot و نسبت پایینی از Fe/(Fe + Mg) هستند که نشان‌دهنده‌ی شرایط نسبتاً اکسیدان در هنگام تبلور آن‌هاست. فوگاسیته اکسیژن (&amp;amp;fnof;O₂) بین12-10 تا 14-10 بار (23/1+ &amp;amp;Delta;NNO)، بر اساس بافر (نیکل&amp;amp;ndash;اکسید نیکل) در نمونه‌های تونالیتی و 14-10 تا 16-10 بار (34/0+&amp;amp;Delta;NNO) در گرانودیوریت و آنکلاو وابسته به آن متغیر است. نتایج ترموبارومتری بر پایه‌ی آمفیبول‌های کلسیم‌دار، فشار حداکثر 39/4 کیلوبار و دمای ۸۰۰ درجه سانتیگراد را در سنگ‌های تونالیتی و آنکلاو، و فشار 34/3 کیلوبار و دمای ۷۵۰ درجه سانتیگراد را در گرانودیوریت‌ها نشان می‌دهد، که بیانگر شروع تبلور آمفیبول در این سنگ‌ها است. بیوتیت‌های اولیه در سنگ‌های گرانیتوئیدی قهرود، در دماهای ۶۹۰ تا ۷۸۴ درجه سانتیگراد (میانگین ۷۱۲ درجه سانتیگراد) تبلور یافته‌اند.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
