سنگهای قیمتی یا ارزش احساسات از آغاز فرهنگ، که خود با آغاز آفرینش آدمی همزمان بوده است، آرایش و پیرایش مو و چهره و بهکارگیری زیور آلات نیز آغاز شده است. کانیها و سنگهای گرانبها، از دیرباز از این رو ارزشمند به شمار آمده که آدمی به عنوان زیور آلات بهکارشان گرفته است. رنگآمیزی چهره و مو و دست و گردن به رنگها و سنگهای گوناگون همگام با نخستین پژوهشهایش برای دستیابی به سنگ، که ما عصر حجر نامیدهایم و به دورههای نوسنگی و پارینهسنگی بخشش کردهایم، کوشش نمود که ویژهگیهای خیرهکننده و یا چشمگیر اجسام، مانند زیبایی رنگ، جلا، درخشش و شکل و ... را برای زیباتر نمودن خویش به خدمت گیرد. در آغاز که جوامع پراکندهتر بودند، داد وستد توانست تنگدستیهای طبیعت را جبران کند و آنگاه که کشورگشاییها آغاز شد آهنگ روان شدن یک سویه سنگها به سوی خزاین دیوانی در درون کشور و روان شدن یک سویه آن به سوی مراکز اصلی قدرت تندتر و تندتر شد و پس از آنکه پول و ارز در اقتصاد جهانی جایی برای خویش گشود، تجارت سنگ و فلزات گرانبها نیز راهی دیگر رفت. بهای بالای آن سبب گردیده که دشواریهای جابهجایی پول از میان برداشته شود و آنگاه که پای ارز و قاچاق آن پیش آمد، وسیلهای برای تبدیل ارزها به یکدیگر و گذشتن از مرزها شد. بر این گفته گواه میآوریم و به واژه زیرکون میاندیشیم که در اصل واژه ای پارسی است و از «زرگون» میآید، از این رو که رنگش همانند زر است و گروهی بر این باورند که از «زریگان» میآید زیرا در آنجا ریزدانههایش دیده شده است ولی از هر کجا بیاید یک چیز مسلم است، خانمهایی که در ایران باستان و پیش از آن در این مرز و بوم میزیستهاند آن را آویزه خویش میکردهاند. یا به فیروزه بیاندیشیم که مجسمههای ساخته شده از آن در موزه هنر ۷۰۰۰ ساله ایران در پاریس همگان را به شگفتی واداشت و قدح ساخته شده از آن، آنگاه که به فرمان عمر بن خطاب پس از به چنگ آوردن کاخ مداین تکه تکه شد و به عنوان غنیمت جنگی سپاهی را خشنود ساخت ولی همین سنگ که ریشهای ژرف در تاریخ چند هزار ساله این مرز و بوم دارد در فرهنگ جواهرشناسی یا کانیشناسی جهان «تورگیز» یا «تورکواز» نام گرفته است. انگیزههای کاربرد و رواج زیور آلات را میتوان به دو گروه بخش کرد، زیبایی و اقتصادی. این که زیبایی چیست نمیدانیم. ترکیبی از پدیدههای فیزیکی میتواند دلنشین باشد، نمونهوار، ارتعاشهایی با بسامدهای معلوم برگوش خوش آیندند که نتهای موسیقی باشند و ترکیب نتهایی در چهارچوب گام میتواند آهنگهای دلنشین شود. این بدان معنی است اصوات بیرون از آن مایهها و یا نتهای ترکیب شده بیرون از این گامها دلنشین نخواهد بود. گروهی براین باورند که هر چیز خوشآیند روان آدمی یا هر اثر هنریکه بتوان زیبایش نامید، ترکیب اجزایش باید بر پایه گام موسیقی باشد، چه این ساختمان باشد، چه درخت و چه چهره یک انسان. در یک کانی تک تک ویژگیها و یا ترکیب هر ویژگی میتواند دلنشین افتد. نمیتوان گفت که انسان نیز باید از همان قوانین و قواعد آهنگهای موسیقی پیروی کنند یا نه، ولی یک چیز واضح است که یک کانی برای همگان زیباست. در سنگ گرانبها رنگ پدیدهای تعیین کننده است و این رنگ چیست؟ طیفی از انرژی نورانی، پدید آمده از بسامدهای از ۲۸۰۰ تا ۷۰۰۰ انگسترام، و فرآورده تحریک لایههای بیرونی اتمها به هنگام برخورد با اجسام بخشی از انرژی خویش را از دست میدهند و آنچه در این فرایند برجای میماند به گونه یک طیف به سوی ارگانیزم میآید و بر آن تأثیر میگذارد. ارگانیزم طیف کاسته شده یعنی بخشی از دسته رنگها را در طیف نور نمیتواند ببیند و بدین سان رنگ جسم نمایان میشود. شکل گوهر خود یکی از این نتها است. گرایشهای علمی طبیعیاش را می پسندد و هنر، تراشیدهاش را. سختی ویژگی دیگر گوهر است. سنگهایی فراوان در زمین میتوان یافت که ویژگیهای رنگ و شکل دلنشین دارند ولی سخت نیستند و پس از پرداخت به سبب کوچکترین ضربه یا مالش رنگ خویش را از دست میدهند و یا حتی فرو میپاشند. الماس سروری خویش را بر دیگر گوهرها مرهون سختی خویش است. قیمتی که سنگ قیمتی نام خویش را با اتکا بر آن به دست می آورد چیست؟ و پایه این قیمتگذاری چیست؟ سوای تعریفی که جامعهشناسان برای قیمت میکنند آنچه قیمت را تعیین میکند در عرف اقتصادی مسأله عرضه و تقاضا است. باید باور داشت که کنسرسیوم بازی بر سنگهای قیمتی، به ویژه الماس، توانسته است عرضه و تقاضا را متعادل سازد. گفته شده که اگر این کنسرسیوم نبود بهای الماس و ریگ بیابان برابر میشد. هر چند که ما براین باور نیستیم، زیرا در این صورت همگان دار و ندار خود را فروخته و این ریگها را انبار میکنند. افزون بر این، چنین پنداریم که بهای الماس فروریزد، آیا بها کوه نور و دریای نور هم فرو خواهد ریخت، به طور مسلم نه، چون عرضه این گونهها بسیار اندک است. از اینها گذشته گرانبها بودن بر پایه ارزش ریالی یا دلاری آنها نیست، این ارزش فکری و احساسی آنهاست که بدانها این مقام والا را بخشیده است. شاید هیچ ملتی را در جهان سراغ نداشته باشیم، که به اندازه ایرانیان اقتصادش بر سنگ و یا فلز قیمتی وابسته باشد. اسکناس ما به پشتوانه این سنگها منتشر شد و فلزات و سنگهای گرانبها در اقتصاد جامعه و به ویژه خانوادگی ما به صورت زیربنا در آمده و در این راه نیز اگرچه اهداف چندگانه بوده ولی بسته به وضعیت خانوادگی برخی اهداف روشنتر و آشکار خودنمایی کردند. زیور آلات زن در نزد بخشی بزرگ از جامعۀ سنتی نه به عنوان زینت بلکه به صورت اندوخته یا افزودگی مطمئن و خزینه به حساب آمد. روبارو به این واقعیتهای ملموس و احساسی دریافتهایم که صنعت سنگ گرانبها و زیور آلات بخشی بزرگ از اقتصاد کشور ماست که سرمایه و نیروی عظیمی را به خویش مشغول داشته است. توسعه این صنعت به سود مصرف داخلی تنها از این جهت زیانبار است که سرمایههای ارزی فراوان را در سر و گردن بانوان محبوس میسازد، گو این که این سرمایه در هر حال اندوختنیتر از ماشینهایی است که پس از ٤ سال در عمل مستهلک شده است. آدمی سوای صنایع غذایی نیازهای دیگر هم دارد. سوق دادن صنعت به سوی نیازهای مادی جامعه یکی از راههای اشتغالزایی است ولی سوای این فرآوردهها جامعه نیازهای هنری روانی و عاطفی دارد و این بازاری است که سبب ارتزاق گروهی از مردم است و اگر با دقت به آن پرداخته شود میتواند ارز آور نیز باشد. امروزه هندوستان بر بازار زیور آلات بدون نگین فرمانروایی دارد، ما چرا نباید داشته باشیم؟ چرا بازار مصرف ما تنها باید در درون متمرکز باشد، حال آنکه بازاری بسیار مستعد- کشورهای نفت خیز عرب- در کنار ما است؟ زیرکون، آمتیست، کوارتز، فیروزه یا اپیدوت، سرپانتین کانیهایی هستند که ما داریم و میتوانند به عنوان کانیهای نیمهقیمتی وارد بازار شوند. با ذوب سرب در درون کشور نقره به دست میآوریم، نقرهکاری را گسترش دهیم. هنری که ژاپن را به شکوفایی اقتصادی کشاند. پی بردن به ویژگیهای پیروالکتریسته، پیزوالکتریسته، ایجاد فرکانسهای همگرا، رسانائی ... در کانیها و زدودن ناهنجاریهای آنها برای بهتر نمودن این ویژگی بوسیله رشد آزمایشگاهی کانیها در آزمایشگاه و سپس تولید انبوه آنها دانش و فن سالاری جامعه بشری را ترقی شگرف داد تا بدانجا که رمز پیشرفت آمریکا و ژاپن را رشد بلور و علم مواد دانستهاند. در کشور ما هم اینک امکانات ابزاری و فرهنگی چنین کارهایی به خوبی فراهم است چرا بدان نپردازیم؟ دکتر ناصر خویی