بررسی تغییرات محیطی سازند گورپی (کمپانین میانی – پالئوسن بالایی) در برش فرهادآباد (شمال شرق کبیرکوه) بر مبنای مطالعات پالینوفاسیس و ژئوشیمی آلی

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دکترا، دانشکده زمین‌شناسی، پردیس علوم، دانشگاه تهران، تهران، ایران

2 استاد، دانشکده زمین‌شناسی، پردیس علوم، دانشگاه تهران، تهران، ایران

چکیده

به منظور بررسی تغییرات سطح آب در طی انبایش سازند گورپی، محتوای موادآلی این سازند، در برش فرهاد آباد واقع در باختر دره‌شهر مورد مطالعه قرارگرفت.  به همین منظور، در این مطالعه داده‌های ژئوشیمیایی همچون کربن آلی(TOC)، کربن غیر آلی (TIC)،  آلکان‌های نرمال اشباع (نسبت انواع آلکان‌های نرمال با زنجیره کربنی کوتاه، متوسط و بلند به جمع آلکان‌های نرمال، نسبت CPI و نسبت آلکان‌های نرمال nC17 به C27)، نسبت پریستان به فیتان(Pr/Ph)، پریستان به آلکان نرمال nC17 (Pr/nC17) و فیتان به آلکان نرمال C18 (Ph/nC18)  و داده‌های پالینوفاسیسی (نسبت سه گروه اصلی از عناصر پالینولوژیکی و فاکتورهای وابسته به این سه گروه) استفاده شد. پارامترهای ژئوشیمیایی تطابق خوبی را با  داده‌های پالینوفاسیسی در خصوص تغییرات سطح آب نشان می‌دهند.  فراوانی حداکثری میزان پالینوماسرال‌های خشکی، نسبت بالایی از TAR(>1) و(>1) CPI، چیرگی آلکان‌های نرمال با زنجیره بلند، کاهش نسبت C17/C27 و بالا بودن نسبت>1 Pr/Ph  شرایط پسروی و کاهش سطح آب را در قاعده سازند گورپی، عضو آهکی لوفا، انتهای بخش آهکی امام‌حسن و در مرز کرتاسه- ترشیری  نشان می‌دهد. در مقابل، افزایش پالینومرف‌های دریایی به همراه فراوانی مواد آمورف شفاف و چیرگی آلکان‌های نرمال با زنجیره کوتاه و نسبت بالای C17/C27 و نسبت پایین  Pr/Ph می‌تواند نشان‌دهنده افزایش سطح آب باشد. بیشینه بالا آمدگی سطح آب در سازند گورپی در انتهای زیست‌زون Globotruncanita stuartiformis ، قاعده بخش آهکی امام‌حسن و انتهای زیست‌زون Contusotruncana contusa  و قاعده شیل‌های ارغوانی سازند پابده شناسایی شد. این بیشینه بالاآمدگی سطح آب (MFS)منطبق با بالاآمدگی سطح آب(70 Ma MFS K175 و 68 Ma MFS K180 و 58 Ma Pg10) در کشورهای عربی است.  چیرگی مواد آمورف شفاف به همراه آلکان‌های نرمال unimodal  زوج کربنی در بیشتر نمونه‌های سازند گورپی نشان‌دهنده محیط دریایی باز است. مقایسه منحنی تغییرات نسبی سطح آب ترسیم شده بر اساس داده‌های پالینوفاسیس و ژئوشیمی آلی با منحنی ائوستازی ارائه شده توسط Haq et al. (1988) نشان از تأثیرپذیری نهشته‌های سازند گورپی در منطقه مورد مطالعه از تغییرات ائوستازی جهانی است.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Palaeoenvironmental Study of the Gurpi Formation at Farhadabad Section (Northeast of Kabirkuh) based on Palynofacies and Organic Geochemistry Analysis

نویسندگان [English]

  • E Zarei 1
  • E Ghasemi-Nejad 2
1 Ph.D., Faculty of Geology, College of Sciences, University of Tehran, Tehran, Iran
2 Professor, Faculty of Geology, College of Sciences,University of Tehran, Tehran, Iran
چکیده [English]

The Gurpi Formation at Farhadabad section in west of Darehshahr, was studied in detail for environmental changes and water–level fluctuations via using organic matter contents of the rock samples.  Depositional environment interpretation was done based on integration of evidences derived from organic geochemistry analysis (TOC, TIC and Aliphatic n-alkane (short, mid and long chain n-alkane to sum of n-alkane, TAR (terrigenous-aquatic ratio), CPI(Carbon Preference Index), ratio of C17 to C27 and Isoperinoids (pr/ph,pr+ph/nC17+nC18, pr/nC17and ph/nC18) and palynofacies data (Amorphous organic matter, marine palynomorphs and palynomaceral). Statistical studies on palynomorphs confirm the results gained from the organic geochemical analysis.  High ratio of palynomaceral and high TAR and CPI and dominance of long chain n- alkane and low ratio of C17/C27 (C17 relative to C27) and high ratio of Pr/Ph (>1) indicate regression condition at the base of the Gurpi Formation, Lopha Member, top of Emam-Hassan Member and Cretaceous – Tertiary boundary. On the other hand high abundance of marine palynomorphs and transparent amorphous organic matter and unimodal n-alkane with a marked even over odd predominance (CPI <1) and TAR <1 and high C17/C27 (C17 relative to C27) and low ratio of pr/nC17<0.5 indicate transgressive condition in upper part of Globotruncanita stuartiformis biozones, black shales between Lopha and Emam- Hassan, upper part of Contusotruncana contusa biozones and at the base of purple shale of the Pabdeh Formation. Maximum flooding surface probably equates the 70 Ma MFS K175, 68 Ma MFS K180 and 58 Ma MFS Pg10 of Sharland et al., 2001 that is recorded in many parts of the Arabian Plate. The relative sea level curve resulted in form this study is well in accord with the existing eustasy curves especially for the Campanian- Maastrichtian boundary indicating effect of eustasy on relative sea- level changes during this period.   Combining all these data, an open marine environment with terrestrial organic input under suboxic to anoxic conditions can be concluded for the depositional course of the Gurpi Formation.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Water-level fluctuations
  • Organic geochemistry analysis
  • Palynofacies
  • Gurpi Formation
  • Campanian-Maastrichtian
  • Zagros Basin
  • Iran