مطالعه‌ ریزساختاری و الگوی جایگیری نیمه جنوبی باتولیت الوند با استفاده از ناهمسانگردی پذیرفتاری مغناطیسی(AMS)

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی کارشناسی ارشد، پژوهشکده‌ علوم زمین، سازمان زمین‌شناسی و اکتشافات معدنی کشور، تهران، ایران

2 دکترا، سازمان زمین‌شناسی و اکتشافات معدنی کشور، تهران، ایران

3 استادیار، پژوهشکده‌ علوم زمین، سازمان زمین‌شناسی و اکتشافات معدنی کشور، تهران، ایران

چکیده

منطقه مورد مطالعه با گسترش 120 کیلومتر مربع در جنوب و جنوب‌ باختری همدان جای گرفته است. از دید سنگ‌شناسی بیشترین حجم این توده در منطقه‌ مورد مطالعه گرانیت ‌پورفیروییدی است. در مطالعات سنگ‌نگاری گرانیتوییدهای این منطقه به گرانیت‌ها (مونزوگرانیت‌ها، سینوگرانیت‌ها و آلکالی فلدسپات‌گرانیت‌ها) و گرانودیوریت‌ها تقسیم‌بندی شده‌اند. از دید ریزساختاری بیشتر منطقه دارای فابریک ماگمایی- نیمه‌ماگمایی است و تعداد کمی از نمونه‌ها دگرشکلی حالت جامد دما بالا با حضور کوارتزهای صفحه شطرنجی، بیوتیت‌های دارای حالت کینک و خمیدگی و ریزشدگی کانی‌ها را نشان می‌دهند. در منطقه‌ مورد مطالعه، از 107 ایستگاه، 403 مغزه جهت‌دار برای مطالعات ناهمسانگردی پذیرفتاری مغناطیسی تهیه شد. مقادیر پذیرفتاری مغناطیسی به‌طور متوسط برای کل نمونه‌ها بین 314-114SI µ و میانگین مقدار حساسیت مغناطیسی (Km)، برای گرانودیوریت‌ها (SIµ) 5/457 و دامنه تغییرات آنها از 282 تا 633 (SIµ) است که نسبت به گرانیت‌ها  Km بالاتری دارند و این به دلیل حضور مگنتیت در این سنگ‌ها است که به‌وسیله آزمایش کانی مغناطیسی و آزمایش کانی سنگین اثبات شد و مقدار آن در این سنگ‌ها حدود 01/0تا 025/0 درصد برآورد شده است. مقدار پذیرفتاری مغناطیسی میانگین(Km)  که بیشتر بین 14 تا 514 µSI است نشان‌دهنده گرانیت‌ پارامغناطیس است. مقدار P در گرانیتوییدهای منطقه میان 72/0 تا 4/7 درصد متغیر است. مقدار متغیر شکل در بیشتر نمونه‌ها دارای مقدارهای مثبت و شکل کلوچه‌ای است و احتمال ساختار سیل یا مانند آن را در این بخش‌های توده تأیید می‌کند. با مشاهده برگوارگی‌های مغناطیسی و خطوارگی‌های مغناطیسی با شیب زیاد در بخش مرکزی توده که با دور شدن از این بخش شیب آنها کم می‌شود می‌توان محل اصلی تزریق توده را در این بخش دانست که حجم زیادی از ماگما با شیب زیاد از این بخش بالا آمده ‌است. البته افزون بر بخش مرکزی، برگوارگی‌و خطوارگی‌های مغناطیسی با شیب به‎نسبت زیاد در دو منطقه‌ دیگر از توده نیز دیده می‌شود که این دو بخش می‌تواند محل‌های فرعی تغذیه ‌توده باشد. بر پایه همه شواهد مغناطیسی که تاکنون در منطقه گفته شد و رژیم زمین‌ساختی ترافشارشی حاکم بر این منطقه می‌توان بالاآمدگی ماگما را در یک فضای کششی با راستای کشش NW-SE تصور کرد که گروهی از خطوارگی‌ها در این روند قرار گرفته‌اند ولی گروهی دیگر روند NE-SW دارند که احتمالاً ماگما در هنگام نفوذ و جایگیر شدن به‌علت چرخشی که در اثر نیروی زمین‌ساختی حاکم بر منطقه و سیال بودن ماگما داشته، این گروه از خطوارگی‌هارا ایجاد کرده ‌است. البته باید شکاف‌های محلی دیگر که می‌توانند محل‌های تغذیه فرعی در منطقه باشند را نیز در نظر گرفت. 

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Microstructural Investigation of Southern Alvand Batholith Using Anisotropy of Magnetic Susceptibility (AMS)

نویسندگان [English]

  • A Aslani 1
  • H Alimohammadian 2
  • J Ghalamghash 3
  • H Nazari 3
1 M.Sc. Student, Research Institute for Earth Sciences, Geological Survey of Iran, Tehran, Iran
2 Ph.D., Research Institute for Earth Sciences, Geological Survey of Iran, Tehran, Iran
3 Assistant Professor, Research Institute for Earth Sciences, Geological Survey of Iran, Tehran, Iran
چکیده [English]

The studied locality covers an area of 120 km2, located at south and southwest of the Hamedan city. The porphyritic granite is the dominant volume of this intrusive body. This granitoid is divided into the granites (monzogranites, syenogranites and alkali feldspar granites) and granodiorites from petrographic point of view. The major part of the study area have magmatic-sub-magmatic fabric and few of the samples show high temperature solid state deformation with presence of chess-board quartz, bending and kink band of biotite and mineral size decreasing from microstructural point of view. The total numbers of 450 oriented core samples were collected from 107 stations, to study the anisotropy of magnetic susceptibility. The total average susceptibility for all samples were 114-314 µSI  and the mean susceptibility (Km) of granodiorites was 457.5 µSI, and it ranges from 282-633 µSI, which is higher in compare to granites. This difference is due to the presence of magnetite grains in granodiorites, which has been proved by heavy mineral analysis. The magnetite comprises 0.01-0.025 % of total volume in these rocks. The Km normally varies from 14-514 µSI and indicates the paramagnetic type of granites. The P values vary from 0.72-7.4 %. The T values in most of the samples is positive (T>0) and show planer nature of most of the intrusive body. The high degree of dipping of magnetic foliation and lineation at the central part of the intrusive body, which decreases with increasing distance from center of the intrusive body, may indicate the location of feeding. This characterization can be seen at two other places addition to the center. On the basis of magnetic parameter and other factors such as dominant transpression tectonic regime in this area, one can say that the ascending magma was due existing of stretching environment with NW-SE trend, and this can be proved by direction of magnetic lineations at the same direction. The differences in the direction of NE-SW, which some of the studied sites show, may be due to rotation of magnetic body during injection and emplacement in response to prevailing tectonic forces in studied area and viscosity of magma.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Alvand granitoied
  • Magmatic fabric
  • Anisotrophy of magnetic susceptibility (AMS)